الفيض الكاشاني
491
ترجمة الحقائق ( فارسى )
مشاهده به آن رسيده باشد . و اين چنين كسى پابند چيزى است كه اعتقاد كرده و غير آنچه « 1 » اعتقاد دارد در « 2 » خاطر او خطور نمىتواند نمود . و اگر نورى از دور درخشان گردد و معنايى از معناها « 3 » كه مخالف شنيدهء اوست ظاهر شود شيطانِ تقليد بر وى حمله مىكند حمله كردنى و به او مىگويد : چون اين را به خاطر مىگذرانى و حال آنكه خلاف اعتقاد پدران توست ! سيُم : آنكه مصرّ باشد بر گناهى ، يا متّصف باشد به كبرى ، يا مبتلا باشد به هَوى و ميل به دنيا آن چنان هوايى كه متابعت آن شود ؛ زيرا كه اين سبب ظلمت قلب و زنگ گرفتن آن مىشود و اين مانند زنگى است كه بر آينه باشد . و از براى اين است كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : هرگاه امّت من تعظيم طلا و نقره نمايند حرمت اسلام از ايشان سلب مىشود . ( و هرگاه ترك كنند امر به معروف را از بركت وحى محروم مىشوند « 4 » . و خداى عزّ وجلّ در فهم و تذكّر انابت و بازگشت را ) « 5 » شرط كرده و فرموده : « تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ » « 6 » يعنى بينايى و يادبودى است از براى هر بندهاى كه به خدا بازگشت نموده باشد . و فرموده : « وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ » « 7 » يعنى متذكّر نمىشود « 8 » مگر كسى كه بازگشت نمايد « 9 » . و « 10 » فرموده : « إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ » « 11 » * يعنى جز اين « 12 » نيست كه متذكّر مىشوند
--> ( 1 ) . غير آنچه / s a آنچه غير . ( 2 ) . در / a از . ( 3 ) . معناها / a معناهاى . ( 4 ) . جوامع الجامع 1 : 703 . مجموعة ورّام 2 : 243 . ( 5 ) . ميان پرانتز از s افتاده است . ( 6 ) . ق : 8 . ( 7 ) . غافر : 13 . ( 8 ) . s + و . ( 9 ) . a - نمايد . ( 10 ) . a - و . ( 11 ) . رعد : 19 ، زمر : 9 . ( 12 ) . اين / a آن .